سفارش تبلیغ
صبا
دوستی خدا برای آن که چون خشمگین شود، بردباری کند، قطعی است [رسول خدا صلی الله علیه و آله]

سرآغاز

directed by Afsoon در 92/11/11 1:9 عصر

به نام اوج هنرمندی خداوند در خلقت
"پدر"




پیشگفتار

directed by Afsoon در 91/6/4 1:50 عصر

بی اجازه وارد شده ای به خلوتم
به خلوتم احترام بگذار
یا سکوت کن
یا برو




تذکر

directed by Afsoon در 91/3/14 9:39 عصر

نوشته های این وبلاگ احساسی نیست
لطفا با لحن جدی خوانده شود




422

directed by Afsoon در 97/1/30 3:25 عصر

ما همیشه عاشق هم بودیم،درست.اما هیچوقت به هم و به آینده با هم اطمینان نداشتیم

پس نه تو شهامت به خرج دادی و نه من سرکشی.

زود فراموشمان شد چه شبها تا صبح حرف زدیم و چه صبح ها تا شب.

همین که پای غرورمان وسط کشیده شد عاشق و معشوقی یادمان رفت.

نسیان تاوان داشت.و برای من و تو سنگینی ش رووی قفسه سینه هایی ماند ک هیچوقت به هم فشرده نشد.

کاش هیچوقت عشق نبود تا حسرت یک بوسه،یک آغوش و یک بستر بر دل نماند...




421

directed by Afsoon در 97/1/20 9:7 عصر

شهاب حسینی تنها هنرمندیه که من میتونم بخوابم و به طور اتفاقی تووی شهرکتاب ببینمش و با اشاره به دوستم رومو برگردونم سمتش و

با همون لحن همیشگی م بهش بگم خیلی دلم براتون تنگ شده بود آقای قباد دیوانسالار!

شهاب حسینی عشق ترین بازیگریه که میشه راجع بهش خوابهای عاشقانه دید و با لبخند بیدار شد و تا چند ساعت کلا شارژ بود

براش بهترین موندن رو آرزو میکنم




420

directed by Afsoon در 97/1/9 3:6 عصر

و دقیقا لعنت به اون لحظه ای که تووی هر مرحله جدید از زندگی ت واکنشت به روزای اولش یه موودِ پایینه با محتوای این که الان تو باید کنارم می بودی!

 

امیدوارم در راه "پدر" شدن چند سالی زجر بکشی تا بالاخره یه روز یادِ من و اون آهنگ رستاک بیفتی که میگفت "لعنت به مردی که با تو پدر میشه"




419

directed by Afsoon در 96/12/3 12:15 عصر

تووی این روزا که همه سرگرم کار و زندگی خودمونیم،یدفه یه آهنگ از شادمهر منتشر میشه که یادمون میاره ما از اول اینجوری نبودیم.یادمون میاره زندگیمون هیچوقت اینقدر آروم نبوده.یادمون میاره که سالها کشمکش داشتیم.و یادمون میاره که ما هیچیو فراموش نکردیم.فقط سرکوبش کردیم.و من مطمئنم که این حس یکنفره و یکطرفه نیست.

 

برای داشتنم گاهی به دوست داشتن تظاهر کرد

خیال کرد جای خالی رو میشه با حرف زدن پر کرد

میتونست چی بشه،چی شد

میتونست چی بخواد،چی خواست

اون از تموم دوست داشتن فقط داشتنشو میخواست

مسیرو اشتباهی رفت،تلاشش بی هدف میشد

بهش فرصت زیاد دادم،با من وقتش تلف میشد

بهم گاهی دروغ میگفت،نخواست باور کنه کم بود

میدونست من دوستش دارم،همینم نقطه ضعفم بود

بهم قول داد ولی هربار خلافش اتفاق افتاد

اونم دوست داشت منو اما نه اونقدر که نشون می داد

یه جایی مطمئنم کرد نذارم دیگه برگرده

بهش این فرصتو دادم ببینه کی ضرر کرده




418

directed by Afsoon در 96/6/17 3:20 صبح

دعا میکنم

به سر و سامان برسید

و هیچ وقت معشوقه تان سروسامان نگیرد

کینه ای نیستم

فقط خیلی چیزها را نمیتوانم فراموش کنم

چیزهایی شبیهِ ظرفِ خورشتِ بادمجانی ک فقط گوشتش خورده شده!

 

اعتقاد مبرم دارم به این که اگر معشوقه تان سهمتان نشد و مقصر بود،نباید هیچوقت سهمِ دیگری شود




417

directed by Afsoon در 96/5/2 12:51 عصر

دیگه هیچوقت ازت نمی نویسم آقایِ ر.

اصلا ما هیچوقت با هم نبودیم

که به قولِ تو برای هردومون بهتره

والسلام.




416

directed by Afsoon در 96/4/25 12:23 عصر

دنبال رابطه های ناتمامتان نروید

گیریم که رفتید،انتظار چه دارید؟؟

یا می شنوید که برای طرف مقابلتان همان موقع تمام شده اید-که همان لحظه کمرتان میشکند و با قامت خمیده به زندگی عادی تان برمی گردید

یا می فهمید که طرفتان هنوز هم عاشقتان است و از همان موقع در حسرتتان است،چیزی درست شبیه حسی که خودتان قبل از دیدن دوباره اش داشته اید-که همان لحظه زانوهایتان دیگر تحمل وزنتان را از دست میدهند و زمین گیر به زندگی عادی تان برمی گردید

دنبال رابطه های ناتمامتان نروید

بگذارید ناتمام بمانند

برایِ همیشه.

بگذارید رَدی از هم نداشته باشید و چیزی نباشد که فکر کنید به واسطه آن می توانید از بی خبری دربیایید

اصلا بگذارید برای بی خبریتان عذر و بهانه داشته باشید

نه این که این بار وسیله و ابزار  و رد همدیگر را داشته باشید و مجبور باشید بی خبر بمانید!

دنبالِ رابطه هایِ ناتمامتان نروید

بگذارید همه چیز همانطور که هست باقی بماند...




   1   2   3   4   5   >>   >